بچه

سلام

تو شعبه اتفاقات جالبی می افته و من فرصت نمی کنم بیام اینجا و بنویسم ولی یکی از اتفاقات بامزه این چند روزه این بود:

اصولا من به بچه ها خیلی خیلی علاقه دارم و ظاهرا بچه ها هم به من توجه دارن اکثر بچه ها که میان شعبه یه سری به من میزنن ... از جمله نو‍ژان کوچولو که عملا یه لپه که دست و پا در اورده... یه بچه تقریبا 2-3 ساله و بانمک که فقط خندیدن بلده... خیلی راحت هر وقت با مامانش میاد شعبه از اطاق رئیس و جلوی چشمش یه بای بای میکنه و میاد درست پشت باجه من... انقدر این دختر بانمکه که هیچکی هیچی بهش نمیگه... بغل

یه بار یه دختر بانمک 4-5 ساله اومد پشت باجم بهش شکلات دادم... وقتی مامانش صداش کرد که برن برگشت و مودبانه گفت: میشه شما رو ببوسم؟ماچ

من:خجالتتعجبخنده

/ 4 نظر / 53 بازدید
کارمند بانک رفاه

اینکه بچه ها به سمت بعضی آدمها کشیده میشن و هیچ احساس غریبی نمی کنن و اون شخصو دوست دارن، یه مزیته که ظاهرا شما این مزیت رو دارین. مثلا داداش من هیچ بچه ای سمتش نمیاد و ازش می ترسن.

مهشيد

منم بچه خيلي دوست دارم [ماچ][قلب]

هدی

سلام. من از آبان که آزمون یه بانک دولتی رو قبول شدم دارم وبلاگ شما رو میخونم، جالب مینویسید ولی دیر به دیر به روز میکنید. واسه مایی که داریم مراحل هفت خان استخدامی رو طی میکنیم خیلی جالب که درباره چگونه استخدام شدنتون، حسی که اون موقع داشتین و اینکه چجوری راجب بانک فک میکردید و چقد فکرهای قبل استخدامتون درست بود برامون بگید. البته اگه دوست داشتین هااا. آرزوی موفقیت واستون میکنم شما هم دعا کنید خدا افتخار همکار شدن با شما رو سریعتر عطا کنه.