اولین روزکاریه 93

اولین روز کاری خود را چگونه گذراندم؟؟؟؟سوال

به جالب ترین شکل ممکنآخ

از اونجایی که عید بود و بازار عیدی دادن و عید گرفتن داغ (البته برای بعضی ها مثل خودم داغ که چی بگم حتی ولرم هم نبود) و نیز از این رو که بسیاری از پدران محترم هم در منزل تشریف داشتن و کار تعطیل بود ... نشستن و خانوادگی و شاید هم منفردا به این فکر کردن که چه بهتر که نذاریم این عیدی ها الکی حیف و میل بشهشیطان پس به صورت منفردا به همراه 3 الی 4 شناسنامه و یا کلا دسته جمعی (با حال و هوای یه گردش علمی و تفریحی و شاید هم به قول همکاری با حال و هوای عید دیدنی ) تشریف اوردن شعبه....نگران

شخصا نزدیک به 20 حساب ولایتی (پدر برای فرزند) باز کردمتعجب

$$$$$$$

یکی از همکارای تازه استخدامی هم که تازه دوره نقاهت (درست نوشتم؟!؟خجالت) سه ماهه رو طی کردند، بنده خدا اولین روز مثل اینکه 60 هزار تومن کسری اوردن و امروز هم که خبردار شدیم 44 هزار تومن کسری اوردن... البته این کسری آخری رو گشتیم و وقتی یکی از باندهای ایران چکش شد 101، فهمیدم یه فزونی 6 هزار تومنی بودهاوه

$$$$$$$$$$$$$$$$

پ ن :

1. یه کتاب دارم می خونم از نادر ابراهیمی به اسم "فردا شکل امروز نیست"

یه تیکه اش که تا الان خوندم و جالب بود این بود:

یک بهاره دل، به هزار بهاره طبیعت می ارزد.

یک پاییزه دل، غمه هزار پاییزه طبیعت را در درون خود دارد.

اگه تونستید هر کتابی از نادر ابراهیمی گیراوردین بخونید بخصوص کتاب "آتش بدون دودش".... عالیهتشویق اول کتابش یه جمله جالب نوشته: "

آتش بدون دود نمی شود جوان بدون گناه"

خدا رحمتش کنه...ناراحت

 

/ 5 نظر / 38 بازدید
مریم

سلام..موفق باشین[گل] خدا نیاره ادم تو کارش اشتباه کنه اونم کارای حساس منکه هنوز دانشجوام کوچکترین اشتباهی کنم خودم زودتر سکته میزنم تا مسئولین بخوان حساب رسیم کنن[اضطراب] بازم خدا با ماست[لبخند] خدا رحتمش کنه آی گفته آی...هیییییی چی بگیم

مامان ریحانه سادات

سلام همکار عزیزم ....منم سال نو رو بهت تبریک میگم و از خدا میخوام که امسال بهترین سال زندگیت باشه ...گفتی حساب ولایتی و کردی کبابم .....منم روز 5 فوردین 5 تا حساب گنجینه سپهر ولایتی باز کردم که سه تای آخرش ساعت 1 به بعد بودم ...یعنی داشتم منفجر میشدم ...فکر کن آخرین شماره ای که فراخوان کردم یه خانمه اومد با یه شناسنامه داغون و با یه سواد زیر بیسواد و با نیش باز میگه برام یه حساب باز کن میخوام وام بگیرم ....دوست داشتم با جاروی پیش خدمتون که داشت نظافت میکرد بیفتم دنبالش هر چی میگم دستور العمل وام نیومده بی خیال شو ول نمیکرد ....آخرشم دلم خنک شد چون کارت ملی نداشت رئیسمون نذاشت براش حساب باز کنم [نیشخند]

باجه نشین

سلام همکار عزیزم سال نو رو تبریک میگم و برات شادی و سلامتی آرزو میکنم[گل]

مرضی

سلام سال نو شما هم مبارک 20 افتتاح ح وحشتناکه تا ابد خاطره میشه واستون اون جمله از نادر ابراهیمی خیلی قشنگ بود اسم کتاب اتش بدون دود رو شنیدم اما نخوندم هیچوقت اما اینجمله ش خیلی خوب بود من کتاب یک عاشقانه ارام از نادر ابراهیمی رو دارم و بیش از نیمی رو خوندم ازش اما.... اصلا خوشم نیومد. سبکش سخت و سنگین بود. اصلا به دل نمینشست شاید بخاطر همین سراغ دیگر کتاباش نرفتم

ﺁﺳﻴﻪ

ﻣﻦ ﻛﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺣﺴﺶ ﻧﻴﻮﻣﺪﻩ ﺑﺮﻡ ﺑﺎﻧﻚ ﺣﺴﺎﺑﻤﻮ ﭘﺮ ﻛﻨﻢ[عینک]ﻋﻴﺪﻳﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﺭﻭ ﻣﻴﺰ ﺟﻠﻮ ﭼﺸﻤﻤﻪ[نیشخند] ﺑﻪ ﻫﻤﻜﺎﺭ ﻳﻪ ﺧﺪا ﻗﻮﺕ ﺑﮕﻴﺪ[نیشخند]