کمی حرف

مسن بود و عصبی ولی ظاهرا خیلی متشخص...

فیش رو پرت کرد جلوم که براش بنویسم... هم از حرکتش خوشم نیومد هم اینکه دیدم حال و احوال مناسبی نداره گفتم لطفا بدید فیش رو همراهتون پرکنه.. 

برگشت گفت: آهااان مزاحم بازی کردنتون تو اینترنت شدم

تعجبتعجبتعجبتعجبتعجب

$$$$$$$$$$$$$

مستقیم اومد سر باجه همکارم و گفت:

آقا ببخشید میشه سبد کالای منو بدید؟!؟!

نمی دونم مردم واقعا چه انتظاری از بانک دارن؟!؟!؟

انتظار داشت همکارم از پشت باجه یه کیسه برنج و یه شونه تخم مرغ و... دربیاره؟!؟!

$$$$$$$$$$$$$$

سرم به کار خودم بود که یه دفعه دیدم صندلی یه تکونی خورد...

رئیس نامحترم لگدی به صندلیم زده بودند و با عصبانیت گفتند: مگه صدات نکردم؟!؟

رئیس بی ادب و معاون بی ادب تر واقعا بلای آسمونیه...

خیلی بی ادب اند و اصلا توجه نمی کنن که 4تا خانم تو شعبه هستند و یا حتی مشتری نشسته....

بی فرهنگیه دیگه....

هر کی از راه رسیده و چاپلوسی دوتا بالایی رو کرده شده رئیس...

$$$$$$$$$$$$$$$

فعلا...

/ 0 نظر / 20 بازدید